...........
دختر عزیزم سلام
مامانی اومد تا دوباره یک سری از کارهایی که جدیدا کردی را برات تعریف کنه
دیروز باهم رفتیم ساندویچ بخوریم که خیلی تند بود چنان تو مغازه فریاد میزدی آقا
تنــــــــــــده که همه از دستت میخندیدن .
پنج شنبه هم رفتیم مولودی و به جرات میتونم قسم بخورم یک بار باسن مبارکت
به زمین نرسید اولش خجالت میکشیدی از شکلاتای روی میز برداری ولی اولین
شکلات را که یه خانم بهت داد روت باز شد و مدام بر میداشتی دختر مهربونم
قربونت برم که به فکر همه هم هستی چون هر یه دونه که خودت میخوردی
به بچه های دیگه هم میدادی
خانم مداح وقتی روی سر همه شکلات میریخت تو هم با مشت روی سر دیگران
پاشیدی که باعث خنده همه شد .
چند تا دختر جوون هم که مدام شما را بغل کرده بودن حسابی محو کار کردنت
با گوشیشون شده بودن و تا اخر مجلس از شما تعریف میکردن.
اون روز با اینکه خیلی اذیتم کردی ولی به داشتنت افتخار میکردم گلم .....
خدارا شکر اصلا حسود نیستی و وقتی مامانی بچه ای را بغل میکنه باعث تعجب
همه هست که شما هیچی نمیگی و استقبال هم میکنی .
و تازه خودت هم به بچه های دیگه مخصوصا اگر ازت کوچکتر باشن خیلی محبت
میکنی مثلا دختر عمه مهدیه مدام شما را اذیت میکرد ولی شما فقط بهش
محبت میکردی .
خیلی دوستت دارم دختر مهربونم


...........
